گفت : چرا این ماهیایے ڪه با قلاب میگیرے رو دوباره رها میڪنے توو رودخونه؟
گفتم : خب ممد، من ڪه نمیخوام بڪشمشون، همینجورے واسه سرگرمے قلاب میندازم.
گفت : نه، دیگه فرقے نداره بندازیشون توو آب یا نندازے ! ماهے ڪه یه بار به زور از آب جداش ڪردے، ممڪنه به آب برگرده، ولے به زندگے هرگز!
برچسب:
نویسنده: کیان نظری
برچسب:
نویسنده: کیان نظری
رفیق همیشگی .. مبادا گرفته باشی .. که تمام شهر را به نماز آیات وا میدارم..
برچسب:
نویسنده: کیان نظری
میشد تلویزیون رو دفن کرد همونجا...
دَرو زد بهم و رفت...
رفت تا جائی که بارون باشه ،
درخت باشه ، عشق باشه و تنها باشیم ،
جائی که صبح و شبش چشممون
فقط به همدیگه باز بشه ،
جائی که با هم بخندیم ،
با هم مریض بشیم ،
با هم سیگار بکشیم
و دوش به دوش هم دیوونگی کنیم...
کاش میشد رفت...
تا اونجا که جمله ها نصفه نیمه هم معنی بدن...
که نیازی به حرف زدن نباشه...
به دروغ نباشه...
کاش...
برچسب: عذاب,
نویسنده: کیان نظری
برچسب: خدا,
نویسنده: کیان نظری
تنها پناهم میشود کاغذ و خودکارم
ارامشم را
جایی میان این دلنوشته ها پیدا میکنم
هرجایی که پایِ تو در میان باشد من آرامم
جایی که رد پای تو از همیشه پر رنگ تر است
جایی که هیچ مزاحمی در کار نیست فقط من و توییم تا ابد
آخ که نوشتن از تو عجیب لذت دارد ...
برچسب: کاغذ,
نویسنده: کیان نظری



برچسب: m,meaning,n,l,text meaning,run,i,mn,morse code,urban dictionary,
نویسنده: کیان نظری
برچسب: v v brown,v v v,v v vinayak,v v nails,v v for vendetta,v v vapes,v v giri,v v patchouli,v v b,v v brown shark in the water,
نویسنده: کیان نظری
برچسب: دل نوشته,دل نوشته ها,دلنوشته های عاشقانه,دلنوشته های غمگین,دلنوشته غمگین,دلنوشته های حسین پناهی,دلنوشته های کوتاه,دلنوشته های من,دلنوشته های ناب,دلنوشته های دلتنگی,
نویسنده: کیان نظری